۸۲ مطلب در تیر ۱۳۹۷ ثبت شده است

تنوع برش

هر جای شهر سر بچرخونی روی بیلبوردهای شهرداری نوشته" گفتگو کنید"
و این حجم از تبلیغات به شکل آزاردهنده ای به ضد تبلیغ تبدیل میشه.
گفتگو دیگه به نظرم کارامدترین ابزار ارتباطی نیست؛ سکوت های به موقع؛ فاصله ی به اندازه( این ربطی به دوری و دوستی نداره) ؛ و اینکه متوجه بشیم در هر آدمی چه بخش های غیرقابل گفتگویی وجود داره قطعا به ارتباطات بهتر منتهی میشه.

شبِ تکنولوژی

دراز کشیده بودم؛ چراغ اتاق خاموش بود. مامان پی ام داد فاطمه چای ریختم؛ میای؟
اومدم میگم مامان چرا صدا نزدی؟ فرمودن : اگر صدات میزدم میگفتی بیدارم کردی! ولی من که دیدم آنلاینی کلک! :))

جسورِ خودمی

کلمه هات هواست.
من با هوای تو نفس میکشم.
سلام میکنی سه هفته هوای خوب دارم؛ مثل هوای هفته اول فروردین تهران.

فروشنده

عشق یعنی من انتخاب میکنم چه کسی ویرانم کند.
آرتور میلر

آن جا جز آنکه دل بسپارند چاره نیست*

گفت هر جا راه افتادی چهل منزل جلو برو بی اینکه به پشت سرت نگاه کنی؛ برکت قدمهات رو زائل نکن با میل به هر لحظه تماشا.

تماشا پاداش منزل چهل و یکم هست؛ چشمات رو سیراب کنی پاها یاری نمیکنن.  آدمیزاد یه سرزمینه؛ حالا تو فکر کن تو این سرزمین هر پاره علم استقلال بردارن. چه رنجی بشه برای قلب ....گفت قلبت رو رنج نده با خودت یکپارچه باش.قلبتو با عقلت یکی کن نگذار جنگ داخلی راه بیفته. گفت عشق جنگ داخلی همه آدمهاست. جنگی که صداش بلند و به پشت مرزها هم میرسه. گفت قلب یاغی میشه ؛ فاضل زانوی ادب میزنه در پیشگاه عقل تا سرباز سرکش سرزمین جسم در وطن مجازات بشه؛ نه پشت مرزها. گفت قلبتو دست محرم بسپر برای مداوا به بهانه ی مجازات.

به عشق در یک نگاه اعتقاد داری؟

ساعت ۷ شب حوالی بلوار کشاورز یه خانومی رو پشت چراغ قرمز دیدم که دست راستش روی فرمون ماشین بود دست چپش سیگار بود. رژ لب مسی زده بود و لاک نقره ای. به نظرم پکیج کاملی بود برای عشق در یک نگاه حداقل با معیارهای زیبایی شناسی من ولی متاسفانه پسر نیستم و فرصت این عشق اغواکننده بعد از چراغ قرمز از دست رفت.

جرم یا بیماری

تازه از همسرش جدا شده بود.گفت هیچی اندازه این سخت نیست که عاشق یه آدم بیشعور شده باشی! گفتم بیشعوری بیماری هست؛ قابل درمانه.

گفت خطای منم همین بود که فکر میکردم میشه درمانش کرد ولی لاعلاج بود.