۱۲۸ مطلب در آبان ۱۳۹۷ ثبت شده است

بوی مریم

منتظرم تکثیر بوی خوشت را تماشا کنم...

جشنِ تحصیل

آدم تا چیزی را به دست نیاورد فکر میکند عجب آش دهان سوزی است!
از کانال هانیه صادقی

من این شکلی دنیا رو می بینم

دوستم داره از همسرش جدا میشه. اگر جای ایشون بودم و از یک زندگی مشترک خوب بیرون می اومدم به خودم وعده میدادم باز هم میتونم زندگی خوبی بسازم و اگر زندگی بدی رو ترک میکردم به خودم میگفتم میتونی زندگی بعدیت رو بهتر بسازی.

از احساست بگو؛ مهم نیست چی درسته

تو دستیار مخفی خدایی.
و اگر خدا وجود نداشته باشه توضیحی برای بودنت ندارم.

رهایی از غم نمیتوانم تو چاره ای کن چو میتوانی*

امشب همه ی تلاشم رو کردم هندی بازی درنیارم و گریه نکنم؛ جدا که میشدیم گفت تو ماشین راحت گریه کن. اونجا دیگه من نیستم ببینم.

چنان فراخ نشستست یار در دل تنگ*

عشق تو سرتاسر دنیا هزاران کشته داد

بین این قربانیان حتی اجل از دست رفت*

تو را بدل به خودت اما مرا بدل به ترازو کن*

گفت به جای من خودتو ببوس؛ از طرف من خودتو بغل کن.

یاد آهنگ چاوشی افتادم: تو را ببوس که لبهایت هنوز طعم عسل دارد، تو را بخواه که آغوشت هنوز میل بغل دارد.