۱۱ مطلب در دی ۱۳۹۵ ثبت شده است

من زنده ام هنوز و غزل فکر میکنم*

گفت وقتی میگویی خوبم ازت میترسم شک داشت غمگین باشم و با یک خوبم جریان را تمام کرده باشم.

اگر این را یاد گرفته باشم پس یعنی باید برای خودم جشن بلوغ بگیرم.

*عنوان از محمدعلی بهمنی

فاطمه سروری

شرح زندگانی من

اگر هر آدمی زندگی اش را بخواهد در کتابی پیدا کند سالهای اخیر زندگیم را در " کسی به سرهنگ نامه نمی نویسد " مارکز  و " در انتظار گودو " بکت دیدم. 
فاطمه سروری

فیلسوف

میگه هر کس که من درکش نمیکنم که آدم بدی نیست

لذت می برم که انقدر صادقانه به آدمها حق میده .

فاطمه سروری

آخ

شاید از خودت بپرسی چرا؛ 
چون دردی که حاشا میکردم ، داشت خفه ام میکرد و من فقط یک آخ محکم گفتم.
فاطمه سروری

زیبایی

گفت بین همه موجودات جهان تنها کسی که چنین کاری میتونه بکنه انسانه؛درخت نمیتونه به خودش تبر بزنه .

بعد ته دلم احساس کردم خدا انسان و چقدر زیبا و با شکوه و صاحب کرامت آفرید.

فاطمه سروری

قوی باش

درباره اش حرف نزن
ببین نگفتنش سخت است اما اگر بگویی بیچاره تر میشوی.
بی چاره گی دقیقا یک کوچه بمبست است؛ آخرش گیر می افتی.
فاطمه سروری

یک سینه حرف هست ولی نقطه چین بس است*

شبیه فرش اول روی دار و بعد زیر پا
پشیمانیم از آغاز و از پایان پشیمان تر...*
*عنوان از حامد عسکری
فاطمه سروری