۹ مطلب در آذر ۱۳۹۵ ثبت شده است

ماه و پلنگ*

یاد این متن معروف افتادم که :
خودت میشی فاحشه بچه ات هم میشه حرومزاده ولی کلمه ای برای مردی که تو این رابطه هست وجود نداره.

تو دوراهی خطر کردن*

دوست داشتنت غمی بود که باید پنهان می ماند،
با تو فهمیدم جان مایه آدمی اشک است و من برای تو خودم را گریسته بودم.
*گروه دال

آیه ی نازنین

"تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری میخواهیم"*

واضح گفتن عزیزم هر کس رو پرستیدی قبله نمات رو سمت همون بذار و پشتش قامت ببند.

وقت طوفان هم از همون کمک بگیر...

* سوره حمد آیه 4

می به قدح ریختی فتنه برانگیختی*

روی آینه اتاق نوشتم نبش قبر نکنم؛ مراقبم یادآوری نکنم گذشته را بین حرفهام!
بعد باز همان اتفاقات قبل پیش می آید ...
*عنوان از مولانا جلال الدین

هر چه من دیوانه بودم ابن سیرین بیشتر*

خوابت را دیدم
شبیه گلی که وقتی به دست بیاوری و از شاخه بچینی
شبیه یک تکه یخ که در دست گرفته باشی
میدانم عمر داشتن تو رو به اتمام است.
*عنوان از امیرعلی سلیمانی

کامل ترین معنا برای عشق تنهایی ست*

بعضی مصرع ها به قدری کاملند
که آدم فکر میکند شاعر به عبث تلاش کرده پیش و پس اش حرفی بزند
شبیه همین بالایی...
*عنوان از فاضل نظری

...

گوشی تو دستم بود داشتم بهش میگفتم گاهی دنیا از قبر هم تنگ تر میشه
اما کسی قول نداده همیشه تو زندگی خوش بگذره، نمیدونم چرا خندیدم.
تلویزیون قرآن پخش میکرد. لقد خلقنا الانسان فی کبد،معنیش زیر آیه نوشته شده بود : ما انسان را در رنج آفریدیم.