بعضی وقت ها خودم با خوندن اینجا مچ خودم رو میگیرم و به نگاه سطحی خودم پی می برم. من ۱۶ ساله بودم که همبازی بچگیم ازدواج کرد. همون شب برای اینکه به بقیه بگم من رو به اون چشم نبینن چمدون عروسکهامو باز کردم و دوباره روی کتابخونه چیدمشون.امروز پستی که درباره طلاق نوشتم میخوندم به اندازه رفتار ۱۶ سالگیم سطحی بود ولی حذف نمیکنم. بد خوب سطحی عمیق این منم.