جلو اومد شیشه ماشین رو پاک کنه .گفت اون غذا که صندلی عقبه رو میدی؟ گفتم نیم خوردس آخه؛ گفت عیبی نداره بده.
فکر کردم چه آدم خوبی ام حتما ثواب کردم.بعد از خودم بدم اومد که با هر چیز پیش پا افتاده ای دنبال تجارت معنوی ام!
*نام کتابی از ناتالیا گینزبورگ